باورم نمیشه وارد 1404 شدیم ! وقتی بچه بودم همیشه این چالش رو داشتم چرا زمان دیر سپری میشه و دوست داشتم سریع بزرگ بشم و الان که بزرگ شدم خیلی خوشحالم 😁 چون یک بار شانس زندگی که دارم ، هم بچگی رو تجربه کردم هم دارم بزرگ سالی رو تجربه میکنم هرچند زندگی ذاتا پر از رنج و سختیه و با شرایط فعلی کشور سختیش 2x میشه ولی خوب زندگی همینه و پر از جبر و ناعدالتیه وقتی کاری از دست من برنمیاد سعی میکنم با حداقل شرایطی که دارم بتونم زندگیمو داشته باشم (البته حداقل شرایط نه به این معنی که بدبخت باشم هم راضی باشم ) .
کتاب انسان در جستوجو معما هم تقریبا میخواد همین موضوع رو بگه . اگه یه روزی قدرتی داشته باشم که همه رو مجبور کنم چند تا کتاب بخونن یکیش انسان در جستوجوی معناس ! داستان درباره زندگی ویکتور فرانکل که در جنگ جهانی دوم وارد اردوگاه کار اجباری میشه . کتاب دو بخشه بخش اول داستان زندگی خودش در اردوگاه و بخش دوم درباره بحث های روانشناسی رنج های زندگیه که هر دو بخشش فوق العاده بودن.
داستان از اسیر شدن فرانکل و فرستادنش به ارودگاه کار اجباری آشویتسه تا ازاد شدنش . آشویتس جزو یکی از وحشتناک ترین اوردگاه های کار اجباری بوده که از هر 20 نفر تقریبا یک نفر زنده میموند . شدت کار بقدری سخت بود که بیشتر زندانیان خودکشی میکردن تعدادی هم که زنده میموندن برای معنایی بود که در زندگی داشتن یا به قول نیچه که فرانکل تو کتابش ازش نقل قول میکنه کسی که چرایی زندگی دریابد باهر چگونگی کنار خواهد امد. البته شانس هم خیلی تو زنده بودن فرانکل نقش داد که بهش اشاره نشده بود.
ورودی اردوگاه کار اجباری یک جمله نوشته شده بود اگه کار کنی ازاد میشی ولی هیچ وقت کسی برای کار ازاد نشده بود درواقع ازادی اینجا معنی مرگ رو داره و هرکس خوب کار میکرد میتونست بمیره چون شاید مرگ برای خیلی ها اروزو بود . در آشویتس خودکشی جرم بود و هرکسی که اقدام به خودکشی میکرد و زنده میموند انقدر شکنجش میکردن که از شکنجه بمیره. روزانه تعداد زیادی ادم ها بخاطر کار سخت میمردن و تعداد زیادی هم توسط پزشک های اس اس که تشخیص میدادن توان کار کردن ندارن روانه کوره های ادم سوزی میشدن . نحوه کار کوره های ادم سوزی به این صورت بود که قبلش تعداد زیادی زندانی رو وارد که زندان زیر زمینی میکردن و ازشون میخواستن همشون لخت بشن بعد از لخت شدن وارد یک اتاق دیگه میشدن که بهش اتاق گاز میگفتن اونجا با یک گاز زندانی هارو خفه میکردن که من یه جایی تو یوتوب دیدم 20 تا 30 دقیقه طول میکشید بمیرن بعد از اتاق گاز زندانی ها رو داخل کوره های جسد سوزی مینداختن و خاکستر جنازه هارو داخل زمین های کشاورزی میریختن در زمین های آشویتس ده ها تن خاکستر ادم هست که براشون سنگ قبر گزاشتن . ترسناک تر از کوره ادم سوزی ازمایشگاه پزشکی نازی ها بود که رو ادم ها ازمایش انجام میدادن و بدون هیچ دارو بیهوشی به وحشیانه ترین حالت ادم هارو میکشتن مثلا تو یکی از ازمایش ها دوتا جنین رو بهم پیوند داده بودن . در اخر ازمایش همه افراد میمردن .فرانکل در هفته های اول اردوگاه فکر نمیکرد زنده بمونه ولی میل به زندگی و اینده باعث شد نهایت تلاشش رو بکنه . در سرما ، گرما ، عفونت ، بیماری و ... کسایی بیشترین شانس زنده بودن رو داشتن که چرایی برای زندگی داشتن یا به قول فرانکل معنایی برای زندگی داشتن. یه جایی فرانکل تصمیم میگره فرار کنه ولی وقتی هم سلولی هاشو میبینه که مریض هستن پشیمون میشه و تصمیم میگیره اگه قراره بمیره برای یک معنا و هدف خاصی باشه . البته فرانکل چند بار هم شانس اورد و همش برای معنای زندگی نبود چون خیلی از ادم ها بودن که بیرون اردوگاه خانواده داشتن و دوست داشتن برگردن پیش خانواده هاشون یا خیلی از نیرو های اس اس برای تفریح کارگران رو میکشتن . فرانکل داستان یکی از هم سلولی هاشو میگه که خواب میبینه در تاریخ مشخصی ازاد میشه بعد از تاریخی که رسید و خبری از ازادی نشد هم سلولی امیدشو از دست میده و میمیره ! . حتی کارگر هایی که شرایط کاری بهتری داشتن هم میمردن چون از نظر فرانکل برای ادامه معنایی نداشتن .
البته کتاب خیلی دقیقتر به موضوع رواشناسی و داستان میپردازه که توصیه میکنم حتما کتاب برو بگیرید و بخونید و بنظرم حتما کتاب فیزیکی رو تهیه کنید چون کتاب صوتی یا پادسکت ممکنه خیلی تاثیر گزار نباشه .
بخش دوم کتاب برای من خیلی جذاب تر بود که درباره رنج و مرگ صحبت میکرد روش هایی که میتونه بهمون کمک کنه از زندگی استفاده بهتری داشته باشیم یا حسرت کمتری از گذشته داشته باشیم.
وقتی کتاب رو میخوندم انقدر مطالب قشنگی توش بود میگفتم اینو تو نوشتم بنویسم ولی الان خیلی هاشو یادم رفت : ( . تو نت درباره اردوگاه های کار اجباری سرچ کنید خیلی داستان های عجیبی داره من مو به تنم سیخ شد . کتاب رو یکی از دوستام پارسال ( ماه پیش ) بهم هدیه داد که دستش درد نکنه :) منم میخوام برای چند نفر هدیه بخرم . چند ماه پیش هم برای یکی از دوستان هدیه خریدم ولی فرصت نکردم براش پست کنم : (. کتاب بعدی که شروع کردم تنهایی پر هیاهو که از کتاب فروشی کافه اندورا خریدم و پیشنهاد فروشنده بود .